راز سخن

بخش ۲۶۳ - عبدالمحصی

تو عبدالمحصی آنرا دان که بینش

تو عبدالمحصی آنرا دان که بینش
دهندش بر شمار آفرینش
بهر شیئن بود علم و احاطت
بموجودات کونینش بساطت
ز هر شیئی با جمال و بتفصیل
دهندش آگهی بی‌وجه تاویل
بود این کشف قلب و نور باطن
که اشیاء بر ضمیرش شد معاین
ز تعداد خلایق یک زمانش
نگردد ترک چیزی از عیانش
ز ثبتش نیست خارج هیچ فردی
ز ضبطش نیست بیرون خار و وردی
نکو داند شمار ما سوا را
شمار هر عیان وهر خفا را

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.