۸۱- منت ایزد را که خالی گشت و پاک
منت ایزد را که خالی گشت و پاک
منت ایزد را که خالی گشت و پاک
کفش اصفاهان ز ریگ شیرهای
از اجاق کامرانی در کرند
سرنگون گردید دیگ شیرهای
از نهیب ترک تاز خیل مرگ
در هزیمت شد چریک شیرهای
بهر وارث یک جهان نفرین و لعن
ماند بر جا مرده ریگ شیرهای
بخت کیهان جاودان بیدار باد
تا به خواب مرگ دیگ شیرهای
نامزد شد هر غذائی خاص را
پای تا سر دیگ دیگ شیرهای
اول و ثانی به حکم اتحاد
در جحیم آمد شریک شیرهای
سال مرگش را صفائی زد رقم
چاک آمد... خیک شیرهای
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.