راز سخن

شمارهٔ ۴

بگذاشت مرا دو مه که زان چشم سیاه

بگذاشت مرا دو مه که زان چشم سیاه
مردم همه ز انتظار یک نیم نگاه
در دیده و دل شوق و غمت جای گرفت
چندان که دگر نه جای اشک است و نه آه

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.