راز سخن

شمارهٔ ۳۴۰

خون به جوشم ز خط غالیه‌گون می‌آید

خون به جوشم ز خط غالیه‌گون می‌آید
این بهاری است کز او بوی جنون می‌آید
عشق را خلوت خاصی است که از مشتاقان
هرکه از خویش برون رفت درون می‌آید
به تماشای تو ای سرو خرامان ز چمن
گل نفس سوخته چون لاله برون می‌آید

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.