شمارهٔ ۳۳۹
سخنی کز دهن تنگ تو برمیآید
سخنی کز دهن تنگ تو برمیآید
راز غیب است که از پرده به در میآید
از گلستان در و دیوار و ز آیینه قفاست
آنچه از حسن تو ما را به نظر میآید
آمد کار من و رشته تسبیح یکی است
که ز صد رهگذرم سنگ به سر میآید
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.