غزل شمارهٔ ۴۴۲۶
آن خرمن گل چون ز در باغ درآید
آن خرمن گل چون ز در باغ درآید
سرو از لب جو چند قدم پیشتر آید
گر در بغل غنچه فردوس درآیم
چون چاک گریبان قفس در نظر آید
با آه جگر سوختگان اشک نباشد
غواص چو تعجیل کند بی گهر آید
هشدار که چون بلبل ما بال فشاند
از صدقفس آواز پروبال برآید
بابی هنران اختر بدکار ندارد
این سنگ برآیینه اهل هنر آید
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.