غزل شمارهٔ ۳۸۸۴
کجاست می که مرا شیرگیر گرداند
کجاست می که مرا شیرگیر گرداند
دماغ خشک مرا جوی شیر گرداند
خمار سردنفس را مجال حرف مده
که صبح را نفس سرد پیر گرداند
سخن پذیر دلی نیست در قلمرو خاک
سخن برای چه کس دلپذیر گرداند
نمی شودزتب شکوه آتشین نفسم
اگر قضا وطنم کام شیر گرداند
مرا چه رتبه پیغام آن دهن صائب
همین بس است مرا در ضمیر گرداند
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.