غزل شمارهٔ ۳۸۳۵
ز طرف روی تو خط سیاه پیدا شد
ز طرف روی تو خط سیاه پیدا شد
در آفتاب قیامت پناه پیدا شد
ز خط به چهره لغزنده تو دلشادم
که دست پیچ برای نگاه پیدا شد
شکر اگر چه شود حاصل از زمین سیاه
ز شکر تو زمین سیاه پیدا شد
ز تنگی آن دهن از دیده بود پوشیده
ز خط به تنگ دهان تو راه پیدا شد
به حیرتم ز خط سبز آن لب نمکین
که چون ز کان ملاحت گیاه پیدا شد؟
دمید خط ز بناگوش آن سمن سیما
غریب شامی ازین صبحگاه پیدا شد
ز فتنه خط شبرنگ او مشو ایمن
که برق، صائب از ابر سیاه پیدا شد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.