راز سخن

غزل شمارهٔ ۱۴۴۶

دل ازان نخل به امید ثمر خرسندست

دل ازان نخل به امید ثمر خرسندست
گره جبهه خوبان، گره پیوندست
پرده خواب گران است سبک مغزان را
سایه بال هما گرچه سعادتمندست
سرو را نیست ز پیوند به خاطر گرهی
دل آزاده ما را چه غم فرزندست؟
دردمندی است پر و بال اثر افغان را
ناخن ناله نی سینه خراش از بندست
هر که ما را کند آزاد ز خود، قبله ماست
عاشقان را به سر دار فنا سوگندست
باش خرسند به قسمت که درین وحشتگاه
هست اگر جنت دربسته، دل خرسندست
عارفان را گله از وحشت تنهایی نیست
نخل چون خوش ثمر افتد غنی از پیوندست
صائب از تنگی دل شکوه ز کوته نظری است
که دل غنچه گل چاک ز شکرخندست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.