راز سخن

شعر شمارۀ ۴۶

مرا به مسلخ می‌برند

مرا به مسلخ می‌برند
بعد از قربانی شدنم
چشم‌هایم را در آسمان / دست‌هایم را در دریا
و پاهایم را در کوهستان دفن کن!
قلب عاشقم را توی سینه‌ات بگذار!
گیسوانم را هدیه کن به نسیم
سرم را بینداز بین بوته‌های گل سرخ
و تنم را
هزار پاره کن
و برای لاشخورها جشن بگیر
عزیزکم!

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.