تو می آیی
تو در دنیای چشمانت هزاران کهکشان داری
تو در دنیای چشمانت هزاران کهکشان داری
ومی آیی و همراهت بهار نور می آری
غزل باران احساس و دو بیتی های چشمانت
به دشت لحظه های انتظارم می شود جاری
تو خوب و صاف و ساده مهربان و پاک و رویایی
به باغ سینه هامان غنجه غنچه مهر می باری
تبسم می شوی بر روی لب ها می زنی لبخند
میان قلب ها گل بوته های عشق می کاری
تو می آیی زسمت جاده های جلوه ی اعجاز
تو که معنای عشق و آیه های سبزایثاری
تمام زندگی چشم انتظار رویشی زیبا!
تو می آیی و همراهت بهار نور می آری
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.