چشم تو
ریشه می زنم به نور با صدای چشم تو
ریشه می زنم به نور با صدای چشم تو
سبز می شوم شبی در هوای چشم تو
امتداد می کشم سمت آبی خدا
می رسم به آفتاب پا به پای چشم تو
جرعه جرعه می شوم در پیاله ی دلت
ذره ذره می شوم آشنای چشم تو
توسخاوت بهار شاعر امیدو مهر
رقص می کند کلام با نوای چشم تو
بیت بیت لحظه ها با تو زنده می شود
جان تازه می دهدآیه های چشم تو
ای نجابت سپید سبز و تازه می شوم
می رسم به اوج عشق بادعای چشم تو
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.