بخش ۲ - عین الیقین
کی و کو، چند و چون و چیست، چرا
کی و کو، چند و چون و چیست، چرا
هست از اوصاف «انتم الفقرا»
این همه وصفها ز امکان است
علت احتیاج و نقصان است
ذات حق کامل است و فوق کمال
نرسد کس در او به وهم و خیال
از تسلسل که نیست در امکان
نبود دایماً مکان مکان
چون مکان را مکان محال بود
خالق اندر مکان خیال بود
گر بود مر ورا حدود و جهات
متناهی شود حقیقت ذات
جسم گردد کنون و از ترکیب
مُحْدَث آید قدیم فرد مجیب
ور حوادث بدو شود قایم
حادثه دایماً بود قایم
عرش کان مُحْدث است جای قدیم
کی شود ای به فکر و فهم سقیم
نقل و تحویل حاجت انگیزد
نانشسته چگونه برخیزد
پیش از این عرش و فرش و لوح و قلم
برچه میبود صانع عالم
این زمان هم بر آن همی دانش
ورنه قایل شوی به نقصانش
زانکه آن حال اگر کمال بود
نقص ضد است و آن محال بود
این همه نقش وهم و پندار است
عقل از این گفت و گوی بیزار است
عقل در جای نطق کم نزند
چون بدینجا رسید دم نزند
بعد از آن حیرت است و بیهوشی
به که آن راز را فرو پوشی
شمّه ای گفته میشود دریاب
تا نگردد خلاف شرط کتاب
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.