راز سخن

رباعی شمارهٔ ۵۸

بی روی تو، خونابه فشاند چشمم

بی روی تو، خونابه فشاند چشمم
کاری به جز از گریه، نداند چشمم
می‌ترسم از آنکه حسرت دیدارت
در دیده بماند و نماند چشمم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.