شمارهٔ ۱۶
گر تو را دردیست رو درمان بجو
گر تو را دردیست رو درمان بجو
ور تو را سرّیست با مرشد بگو
گر نداری مرشدی جویاش باش
چون بدیدی گرد ِ خاک ِ پاش باش
دامن او را بگیر و بنده شو
وانگهی در بندگی پاینده شو
هرچه فرماید مکن بر وی مزید
تا مریدی گردی و چون بایزید
چیست شرط ره سخن بشنودن است
مردهٔ پیر مربی بودنست
بی مربی کار کی گردد تمام
مرشدی باید مکمل والسلام
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.