راز سخن

غزل شمارهٔ ۱۵۳۹

تا به کی گرد این جهان گردی

تا به کی گرد این جهان گردی
گرد این خانهٔ جهان گردی
مدتی این چنین به سر بردی
وقت آن است کان چنان گردی
گنج و گنجینهٔ خوشی یابی
گرچو ما گرد این و آن گردی
در خرابات گرد می گردیم
خوش بود گر تو هم روان گردی
گر نصیبی ز ذوق ما یابی
مونس جان عاشقان گردی
نظری گر کنی به دیدهٔ ما
واقف از بحر بیکران گردی
نعمت الله را اگر یابی
فارغ از نعمت جهان گردی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.