راز سخن

غزل شمارهٔ ۱۱۱۹

خیال روی تو دائم به خواب می‌بینم

خیال روی تو دائم به خواب می‌بینم
مدام لعل لبت در شراب می‌بینم
تو نور دیدهٔ مایی تو را به تو نگرم
به چشم تو رخ تو بی‌حجاب می‌بینم
حباب و قطره و دریا و موج می‌یابم
نظر کنیم در این‌ها و آب می‌بینم
چو ماه روی تو ما را جمال بنماید
به نور طلعت تو آفتاب می‌بینم
اگرچه آب حیات از حباب می‌نوشم
چه سرخوشم که حیات از حباب می‌بینم
گشاده‌ایم سر خُم و باده می‌نوشیم
بیا بنوش که خیر و ثواب می‌بینم
جمال ساقی کوثر که نور دیدهٔ ماست
به چشم سید مست خراب می‌بینم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.