غزل شمارهٔ ۸۳۲
عقل غیر از عقال نیست دگر
عقل غیر از عقال نیست دگر
غایتش جز محال نیست دگر
مدّتی بحث او شنیدَستم
بجز از قیل و قال نیست دگر
مالک لم یزل خداوند است
غیر او لایزال نیست دگر
نوش کن جام می که خوشتر ازین
هیچ آب زلال نیست دگر
جز خیال جمال حضرت او
در خیالم جمال نیست دگر
خوش کمالی که عاشقان دارند
غیر از این خود کمال نیست دگر
نعمت الله رسید تا جائی
که سخن را مجال نیست دگر
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.