غزل شمارهٔ ۸۱۹
یک نظر در چشم مست ما نگر
یک نظر در چشم مست ما نگر
عین ما در عین این دریا نگر
میل ما داری به میخانه خرام
مجلس رندان ما آنجا نگر
صورت و معنی عالم را ببین
یک مسمی در همه اسما نگر
چشم نابینا نبیند روی او
نور او در دیدهٔ بینا نگر
در همه آئینه گر داری نظر
حضرت یکتای بی همتا نگر
رمز گنج کنت کنزاً را بدان
نقد گنجش را بجو اشیا نگر
ظاهر و باطن ببین ای نور چشم
نعمت الله در همه پیدا نگر
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.