راز سخن

غزل شمارهٔ ۶۶

روشنست آئینهٔ گیتی نما

روشنست آئینهٔ گیتی نما
می نماید نور چشم ما به ما
کون جامع جامع قرآن تمام
مظهر ذات و صفات کبریا
غایت هر غایتی را غایتی است
کی بود بی ابتدا را انتها
رو فنا شو تا بقا یابی از او
بلکه بگذر از فنا و از بقا
آبروی خویش و بیگانه بود
هر که او با بحر باشد آشنا
در همه حالی خدا با من بود
لاجرم من با خدایم با خدا
بنده را از حضرت سید طلب
نعمت الله از علی مرتضی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.