راز سخن

شمارهٔ ۸۴

بنما طلعت موجه خویش

بنما طلعت موجه خویش
تا بگیرند دلبران ره خویش
بهر تو غیر جان نثارم نیست
چون کنم من زدست کوته خویش
شب هجران من شود روشن
گر نمایی تو رو چون مه خویش
نیست ما را ز خرمن حسنت
حاصلی غیر روی چون که خویش
شاهدی را بناوک هجران (مژگان)
بنوازش ز لطف گه گه خویش

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.