راز سخن

ناز کن

ناز کن، ناز، که نازت به جهان می‌ارزد

ناز کن، ناز، که نازت به جهان می‌ارزد
بوسه‌ای از لب لعلت به روان می‌ارزد
بگشا غنچهٔ لب را بنما بر همه کس
یک شکر خنده که با روح روان می‌ارزد
رخ و زلف و خط و خالت به گلستان ماند
چه گلستان که به صد باغ جنان می‌ارزد
ای صبوحی پس از این جای تو و میخانه
زان که خاکش به همه کون و مکان می‌ارزد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.