شمارهٔ ۶۰
ای شده از پی جامه ز لباس دین عور
ای شده از پی جامه ز لباس دین عور
روبه حیله گری ای سگ پوشیده سمور
عسلی پوشی و گویی که بفقرم ممتاز
شتران با تو شریک اند بپشمینهٔ بور
نشوی رهرو اگر مخرقه را خوانی فقر
نشود رهبر اگر مشعله بردارد کور
ره بدین رفته نگردد که تو غافل گویی
که بشیرین سخن از خلق برآوردم شور
سامری گاو همی ساخت ز زر تا خلقی
بخری نام برآرند چو بهرام بگور
با وجود شکمی تنگ تر از چشم مگس
چند از بهر گلو سعی کنی همچون مور
طمع خام ببر از همه کس تا پس ازین
گردهٔ قسمت تو پخته برآید ز تنور
مال را خاک شمر رنج مبین از مردم
نوش را ترک کن و نیش مخور از زنبور
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.