راز سخن

شمارهٔ ۱۷۷

زان جان که نداشت هیچ سودم تو بهی

زان جان که نداشت هیچ سودم تو بهی
زان دل که فرو گذاشت زودم تو بهی
وان دیده که نقش روی تو نمود
دیدم همه را و آزمودم تو بهی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.