راز سخن

شمارهٔ ۱۶۱

هر لحظه مرا به کام دشمن تو کنی

هر لحظه مرا به کام دشمن تو کنی
جان در تن من خشک چو گردن تو کنی
در هجر تو والله که نبارم جز خون
من با تو کی آن کنم با من تو کنی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.