شمارهٔ ۳۶
گفتم که بمیرم و نبینم که بر شود
گفتم که بمیرم و نبینم که بر شود
بر تخت آل ناصر دین دیو غوریی
من هم کنم عبیر ابوالفتح زیر خاک
بی روی شوم سوری فرخنده سوریی
عمرم دراز گشت چرا تاز اهل غور
دیده کنان بدیدم از این گونه کوریی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.