شمارهٔ ۵۰۲
فصل نوروز است میآید هوای تازهای
فصل نوروز است میآید هوای تازهای
بلبل و گل را شده برگ و نوای تازهای
بر سر افتادگان افتاده سودای لباس
سرو میخواهد درین موسم قبای تازهای
حلقه تسبیح خود کردند حقگویان جدید
فاخته افگنده در گردن ردای تازهای
داده خورشید فلک تبدیل جای خویش را
تا شود آیینهرویان را صفای تازهای
میتوان دانست همچون شیشه می سیدا
در دل هر کس که باشد مدعای تازهای
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.