شمارهٔ ۱۵۳
بیا به کلبه ام ای ماهرو صفا اینجاست
بیا به کلبه ام ای ماهرو صفا اینجاست
نشین به دیده ام ای نور چشم جا اینجاست
زیارت دل ما ساز و سیر جنت کن
کلید قفل در باغ دلگشا اینجاست
ز داغ توست مرا سینه روضه شهدا
به خنجر تو قسم دشت کربلا اینجاست
مرا زبان نگاه تو یار حرف شده
کجا روم که سخنهای آشنا اینجاست
به کویت آمدم و گشت چشم من روشن
قسم به خاک قدومت که توتیا اینجاست
بنای کعبه بود دل به دست آوردن
اگر خداطلبی می کنی خدا اینجاست
به گریه گفتمش آب حیات می جویم
به خنده گفت لبش چشمه بقا اینجاست
رقیب خواست که امشب به بزم بنشیند
اشاره کرد به ابرو که سیدا اینجاست
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.