شمارهٔ ۱۴۸
دل در برم چو کعبه مقام محمد است
دل در برم چو کعبه مقام محمد است
پر سینه چون مدینه ز نام محمد است
جبرئیل روز و شب سر راهش گرفته است
ایستاده مستعد به سلام محمد است
در ذکر خیر گنبد افلاک برصد است
این مه بلند از لب بام محمد است
جان داده است تشنه لبان را حدیث او
آب حیات خضر کلام محمد است
شیر و پلنگ هر چه به صحرای وحشت است
چون نیک بنگری همه رام محمد است
این شادیانه ها که نوازند اهل دین
تا روز رسته خیز به نام محمد است
حوران جنت از کنیزان خانه زاد
رضوان باغ خلد غلام محمد است
ای سیدا شفاعت امت که می کند
این باز پای بسته دام محمد است
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.