شمارهٔ ۱ - قطعه
چه حاجت است بدیک سیاه بستانرا
چه حاجت است بدیک سیاه بستانرا
گرفت بابد دیوان من بدیک سیاه
سیاه باد دل و روی و روزگار کسی
که نیست مادح صدر و ضیاء دین اله
نمود کوته دست عنا ز دامن من
بود ز دامن او دست درد و غم کوتاه
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.