راز سخن

شمارهٔ ۲۷۱

لبیک زنان عشق ماییم

لبیک زنان عشق ماییم
احرام گرفته در وفاییم
در کوی قلندری و تجرید
در کم زدن اوفتاده ماییم
جز روح طوافگه نداریم
کز بادیهٔ هوا برآییم
گر در خور خدمتت نباشیم
سقایی راه را بشاییم
ما در غم تو تو هم نگویی
کاخر تو کجا و ما کجاییم
بر ما غم تو چو آسیا گشت
در صبر چو سنگ آسیاییم
آهسته که عاشقان عشقیم
نرمک که غریبک شماییم
ببریدن راه را چو بادیم
افگندن سایه را هماییم
در عشق تو مردوار کوشیم
آخر نه سنایی و سناییم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.