راز سخن

بخش ۶۷ - وَ إِنْ مِنْکُمْ إِلّا وارِدُها کانَ علی رَبِّکَ حَتْماً مَقْضیّاً

روزی از روزها به راهگذر

روزی از روزها به راهگذر
خرکی بر دکان آهنگر
از قضا می‌گذشت با هیمه
شرری جست از یکی نیمه
هیمه آتش گرفت یکسر سوخت
آخرالامر در میان خر سوخت
چون تو با هیمه بر سقر گذری
عجب ار بگذریّ و جان ببری
نگذری زانکه بس گرانباری
بر بارگران گرفتاری
خوردن و خفتن است عادت تو
بهره‌ت این است از سعادت تو

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.