راز سخن

شمارهٔ ۹۰

این پیکر زرین که جهان گشته بسی

این پیکر زرین که جهان گشته بسی
آرام چو سیماب ندارد نفسی
خورشید مگو، که این سپهر غماز
هر روز ز بام افکند طشت کسی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.