راز سخن

شمارهٔ ۹۰۹

دل درین بادیه سویی دود و من سویی

دل درین بادیه سویی دود و من سویی
خضر شاید که ز یک سوی نماید رویی
هست سررشته ای از عشق هنوزم در دست
مانده در شانهٔ ما از سر مجنون مویی
سخت از بیضهٔ قمری خبری می‌گیرد
باغبان را شده گویا هوس لولویی
عشق او روکش ما گشت پس از مردن هم
صورت شیر ببین بر ورق آهویی
طرفه بحری ست محبت که درو هست سلیم
به فسون جنبش هر موج، لب جادویی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.