راز سخن

شمارهٔ ۸۶۹

زهی ز نرگس تو آهوی ختن مجنون

زهی ز نرگس تو آهوی ختن مجنون
ز شوق سرو قدت بید در چمن مجنون
به نامه ام نتوان یافت جز پریشانی
قلم ز شوق تو شوریده و سخن مجنون
به هر حدیث صد آشفتگی نهان داریم
که هست لیلی ما را به پیرهن مجنون
به او ز دور همه عمر عشق می بازیم
سیاه خانه ی لیلی ست هند و من مجنون
سلیم، مانع هندوستانم افلاس است
که هست بسته ی زنجیر در وطن مجنون

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.