راز سخن

شمارهٔ ۵۶۳

از خون خویش می به ایاغ تو می کنند

از خون خویش می به ایاغ تو می کنند
گل ها شکفتگی به دماغ تو می کنند
چون زلف عنبرین بتان، ماه و آفتاب
مشاطگی دود چراغ تو می کنند
راضی نمی شوند به گل بلبلان مست
معلوم می شود که سراغ تو می کنند
رنگ قبول، سوختگی های عشق توست
تعریف حسن لاله به داغ تو می کنند
دیوان خود به دست حریفان مده سلیم
غافل مشو که غارت باغ تو می کنند

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.