راز سخن

شمارهٔ ۵۰۷

چو حسن پرده گشا از پی نظاره شود

چو حسن پرده گشا از پی نظاره شود
ظهور صورت شیرین ز سنگ خاره شود
ز گریه هر نفس ای آفتاب بی تو مرا
چو صبح، چاک گریبان پر از ستاره شود
مرا به حلقه ی زنار، ننگ او افکند
که تار سبحه ی زاهد هزار پاره شود!
ز بس که در پی هر کار من پشیمانی ست
تمام عمر مرا صرف استخاره شود
درین محیط، سلیم از خطر کناره مکن
که همچو موج خطر از تو برکناره شود

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.