شمارهٔ ۴۵۱
اضطراب شعله را داغم به گلخن میدهد
اضطراب شعله را داغم به گلخن میدهد
پیچ و تاب رشته را زخمم به سوزن میدهد
آسمان را سوخت برق آه من، اینش سزاست
شعله را هرکس که جا در زیر دامن میدهد
در دیار ماست از بس بدشگون اسباب کین
هرکه دارد تیر و شمشیری، به دشمن میدهد
بس که با تاریکی این خانه عادت کردهام
چشم نگشایم که آن یادی ز روزن میدهد
باغبان بر رغم بلبل، از صف نامحرمان
هرکه چشم زاغ دارد ره به گلشن میدهد!
معنی تسلیم بر هرکس شود روشن سلیم
همچو شمع از هر نسیمی تن به مردن میدهد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.