راز سخن

شمارهٔ ۵۳

خدایا کن تو بر من مهربانی

خدایا کن تو بر من مهربانی
که جز تو نیست دردم را، تو دانی
فتادم کوی تو بیمار عشقت
مداوا کن طبیبا نبض دانی
ندیدم در جهان جز تو طبیبی
طبیبا! حاذقا! دردم تو دانی
زدرد دل بسی آه است و ناله
زشوق جان ضمیرم را تو دانی
که داند جز تو حال درد مندان
یقین دانی تو حال یار جانی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.