شمارهٔ ۴۴
به هر حالی جمال الله جویم
به هر حالی جمال الله جویم
به هر قالی جمال الله جویم
به جز رویش نبینم هیچ چیزی
ز شوق جان جمال الله جویم
ز پیش و پس، خبر هرگز ندارم
ز این و آن جمال الله جویم
به مستی یار یاران گرچه مستم
به مستی هم جمال الله جویم
طریق عشق مارا نیست دیگر
به هر ذره جمال الله جویم
فدا شد جسم و جان در ذات یاهُو
به هستی هم، جمال الله جویم
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.