راز سخن

شمارهٔ ۲۸

از خدا خواه هر چه خواهی یار

از خدا خواه هر چه خواهی یار
زانکه او جمله را برآرد کار
کیست کو غیر او که داند سوز
بخدا گو که عالم الاسرار
واحد لایزال حق موجود
کل شی ء هلاک خواهی یار
عارفان گفته اند در ره عشق
صبر باید ترا دگر بگزار
بگذر ای یار زین مقام فنا
روی خود را تو در بقای بیار

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.