راز سخن

شمارهٔ ۷۱

آن قوم که روز و شب تو را جویانند

آن قوم که روز و شب تو را جویانند
هر یک به قمار عشق نرادانند
مانند همه به فکر شطرنج خیال
نادیده رخت پیاده ای می رانند

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.