شمارهٔ ۱۶
در سینه ز عشق، داغ بسیار بس است
در سینه ز عشق، داغ بسیار بس است
اغیار شوند گو جهان، یار بس است
دل را بجز از وصال چیزی مدهید
چون آینه روزیش ز دیدار بس است
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.