راز سخن

شمارهٔ ۵۵۵

نماید گاه ابرو گه جمال آهسته آهسته

نماید گاه ابرو گه جمال آهسته آهسته
ز ابر آید برون بدر و هلال آهسته آهسته
به همواری کشیدم در بر آن سرو سهی قد را
تو ای بلبل به گوش گل بنال آهسته آهسته
از این غوغا چه حاصل می‌کنی واعظ در این مجلس
نداری حال، باری قیل و قال آهسته آهسته
غرور حسن در آغاز خط از غافلی باشد
که بس با سبزه گل شد پایمال آهسته آهسته
سعیدا هرچه را در دل تعلق بیشتر داری
کشی آخر از‌ آن چیز انفعال آهسته آهسته

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.