راز سخن

شمارهٔ ۵۴۲

هر کس شکست طرهٔ پرپیچ و تاب او

هر کس شکست طرهٔ پرپیچ و تاب او
زلفش چو مار گشت و درآمد به خواب او
یک بوسه ای که دل طلبد ز آن دهان تنگ
صد بحث می کند لب حاضر جواب او
برکند صبر لنگر سنگین خویش را
دل برد چون سفینه، خرام جواب او
نگذاشت طاقتی که کشد کس عنان آه
همچون هلال جلوهٔ پا در رکاب او

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.