شمارهٔ ۱۹۲
خلقی که می کنند به آب مدام بحث
خلقی که می کنند به آب مدام بحث
هرگز نمیکنند به نان حرام بحث
بر لب نهند مهر خموشی هزار بار
بهتر که می کنند پی ننگ و نام بحث
یارب نگاه دار ز شر معاندان
کردند این گروه به خیرالانام بحث
با رند می کشی چه عجب گر کنند جبر
قومی که می کنند به پیران جام، بحث
دل زود شد ز هوش تهی پیش چشم تو
یک شیشه می چگونه کند با دو جام بحث
هرگز نشد نزول، جواب منقحی
هر چند کرده اند به علم کلام بحث
آهسته ای ز باب وداعش برآمدیم
از بسکه بود در راه باب السلام، بحث
گوش و لب از شنیدن و گفتن گرفته به
فانی است چون جهان چه جواب و کدام بحث
افطار را به باده کن ای دل که می کند
امروز روز عید به شهر صیام بحث
حیف است می کنی به سعیدا تو گفتگو
کس دیده خواجهای که کند با غلام بحث؟
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.