حکایت شمارهٔ ۲۴
پیشِ یکی از مشایخ گله کردم که: فلان به فَسادِ من گواهی داده است.
پیشِ یکی از مشایخ گله کردم که: فلان به فَسادِ من گواهی داده است.
گفتا: به صَلاحش خجل کن!
تو نیکو روِش باش تا بَدسگال
به نقصِ تو گفتن نیابد مَجال
چو آهنگِ بربَط بود مستقیم
کی از دستِ مطرب خورد گوشمال؟
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.