راز سخن

شمارهٔ ۱۱۳

نگر تا نبینی ز ظلم شهی

نگر تا نبینی ز ظلم شهی
که از ظلم او سینه‌ها چاک بود
ازیرا که دیدیم کز بد بتر
بسی اندرین عالم خاک بود
چو شد روز آمد شب تیره رنگ
چو جمشید بگذشت ضحاک بود

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.