راز سخن

شمارهٔ ۱۰۶

چه گنج‌ها بنهادند و دیگری برداشت

چه گنج‌ها بنهادند و دیگری برداشت
چه رنج‌ها بکِشیدند و دیگری آسود
به تازیانه‌ی مرگ از سرش به‌در کردند
که سلطنت به سرِ تازیانه می‌فرمود
نَفَس که نَفْس بَر او تکیه می‌کُند، باد است
به وقتِ مرگ بداند که: باد می‌پیمود

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.