وصیّتِ آزادچهره و ختم کتاب
آزادچهره گفت : حقّ را، عَزَّ اسمُهُ وَ تَعَلَی ، دو کار فرمایست بر عمارتِ دو سرای گماشته یکی عقل و دیگر شرع؛ اگر خواهی که هر دو سرای معمور باشد، زیردست و مطواعِ ایشان باید بودن. عقل که این کارگاه بحکمِ اوست ، همه در ترتیبِ معاش این جهانی کوشد و رنج بردن در کارِ اسباب فرماید ، چنانک آن مردِ باغبان گفت با خسرو. شاه گفت : چون بود آن داستان ؟
آزادچهره گفت : حقّ را، عَزَّ اسمُهُ وَ تَعَلَی ، دو کار فرمایست بر عمارتِ دو سرای گماشته یکی عقل و دیگر شرع؛ اگر خواهی که هر دو سرای معمور باشد، زیردست و مطواعِ ایشان باید بودن. عقل که این کارگاه بحکمِ اوست ، همه در ترتیبِ معاش این جهانی کوشد و رنج بردن در کارِ اسباب فرماید ، چنانک آن مردِ باغبان گفت با خسرو. شاه گفت : چون بود آن داستان ؟
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.